تبليغاتX
1.1//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml11/DTD/xhtml11.dtd"> .: ما می مانیم :.

ما می مانیم

اتفاق خودش نمی افتد

یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387

آذری زبانان ضرب المثلی دارند که به علت غنای معنایی ، در زبان فارسی هم راه یافته است تا آن جا که محمدعلی جمالزاده نام یکی از داستان های مجموعه یکی بود یکی نبود را ، « بیله دیگ ، بیله چغندر » نهاده است. معنای اصطلاحی این ضرب المثل ، همان است که عزت ا... انتظامی به نقش ناصرالدین شاه ، در فیلم کمال الملک ، خطاب به آقا خان نوری می گوید : « همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید ». حالا این ضرب المثل ، نقل 16 آذر است و داربی پایتخت.
به محض شروع سال تحصیلی دانشگاه ها ، دانشجویان تقویم به دست می گیرند ، اول برای یافتن تعطیلات رسمی و دوم برای محاسبه موقعیت زمانی روز دانشجو ؛ درست مثل داربی که به مجرد قرعه کشی بازی های لیگ برتر ، فوتبالدوستان اول از همه می خواهند بدانند دیدار دو تیم قدیمی پایتخت ، در هفته چندم لیگ خواهد بود.
روز مسابقه ، هواداران قرمز و آبی با شور و شوق بسیار خود را به ورزشگاه آزادی می رسانند و همیشه جمع کثیری از تماشاگران بنا به ملاحظات امنیتی ، بدون بلیط ، اذن ورود می یابند و عده ای بلیط در دست ، پشت درهای ورزشگاه سماق می مکند. این را مقایسه کنید با رفتار دربانان دانشگاه که در 16 آذر ، اتوبوس های حامل افراد ظاهرالصلاح از دانشگاه های خاص را بدون هیچ سوال و سخت گیری مجوز عبور می دهند تا جلسه سخنرانی رئیس جمهور را در چشم ملت بی خبر که دنیا را از دریچه بخش های خبری صداوسیما می بیند ،لبریز از جمعیت نشان دهند اما دانشجوی دانشگاه را کارت به دست ، به خانه اش راه نمی دهند از ترس ازدحام.
اما بازی که شروع می شود ، همه آن شور و التهاب رنگ می بازد و جماعت عشق فوتبال که طی یک مراسم آیینی به تماشای مسابقه نشسته اند ، کم کم حوصله شان سر می رود و دعا می کنند که زودتر بازی تمام شود. بازی که تمام شد ، نفسی از ته دل می کشند که : « خدا را شکر ، این هم گذشت ». حال ، نگاه کنید به ماجرای هرساله ای که در شانزدهم آذر تکرار می شود و مثل همه مراسم تشریفاتی ما ایرانی جماعت ، هیچ کس منفعتی در آن نمی بیند اما شهامت مخالفت هم ندارد ؛ برای همین است که همه می خواهند به هر ضرب و زوری که ممکن است ، فقط ماجرا را آبرومندانه فیصله دهند و زودتر از شرش خلاص شوند و البته این وسط ، مهم است که هر گروه و دسته و مرام بتواند خودی نشان بدهد و میخش را محکم تر بکوبد.
تاریخ سی چهل ساله داربی را که مرور می کنیم ، اتفاقات مهم و فراموش نشدنی اش به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد. یکی احتمالا پیروزی 6 بر صفر پرسپولیس است در سال 52 ، دیگری بازی جنجالی سال 72 که سرخ پوشان در اعتراض به تصمیم داور – احمد ابهران – بر سرش ریختند و ادبش کردند. آخری هم دی ماه 79 بود که مشت دروازه بان استقلال پای چشم مهاجم قرمز نشست و نظم بازی را بهم ریخت. از قضا ، بزرگ ترین حوادث فوتبال ایران در روزهایی غیر از داربی رقم خورده است و در یک نگاه گذرا ، از جمله خسته کننده ترین مسابقاتی که در این سرزمین برگزار شده است ، همین شهرآوردها بوده اند.
در تاریخ جنبش دانشجویی هم به استثنای آذرماه 83 که تشنج در جلسه سخنرانی محمد خاتمی ، تبدیل به نمادی از رابطه منتقدانه دانشگاه و دولت شد ، دیگر هیچ کدام از این روزهای پاییزی در حافظه دانشگاه نمانده است. نقطه اوج مبارزات دانشجویی علیه حکومت پهلوی ، 13 آبان 57 بود و نخستین حادثه مهم پس از انقلاب در دانشگاه ، سخنرانی جنجالی ابوالحسن بنی صدر در 14 اسفند 59 که مقدمات تعطیلی دانشگاه را فراهم کرد. پس از دوم خرداد هم که جان تازه ای در کالبد جنبش دانشجویی دمیده شد ، 18 تیر بود که بیش از همه در یادها ماند.
ضرب المثل آذری زبانان اما در یک مورد نقض شده است. همیشه و هرسال در آستانه داربی ، بحث و جدل می شود که چرا با وجود این همه داور بین المللی که در کشور حضور دارند ، باید مبلغ گزافی خرج شود تا قاضی مسابقه را از خارج دعوت کنند و مسئولان توجیه می کنند که در نظارت تیم داوری وطنی ، شائبه جهت گیری وجود دارد. با این حال ،  صحبت از نظارت نهادهای بین المللی بر سلامت انتخابات ، هم چنان یک تابوست و پیش کشیدنش ، مسئولان نظام را به شدت رگ گردنی می کند. مگر قرار نیست همه چیزمان ، به همه چیزمان بیاید؟



Postetd by مهیار هادی زاده :: At 0:17 :: Link ::